ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

777

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

ميرسند دودمان پادشاه در ميان همهء خاندان‌ها در پرتو سلطنت و كشوردارى سرآمد و يگانه مىشود و خاندانهاى ديگر از رسيدن بچنين پايگاهى نوميد ميگردند و در مراتبى فروتر از مقام پادشاه واقع ميشوند و در زمرهء زيردستان او بشمار ميآيند چنان كه گوئى بندگان او هستند و هر گاه دير زمانى دولت بدين وضع ادامه يابد و پادشاه دچار تكبر گردد درين هنگام همهء كسانى كه در بارگاه او خدمت ميكنند و از راه خير خواهى بوى تقرب ميجويند و آنان را به علت كفايتى كه دارند در بسيارى از امور مهم خود برميگزيند ، از لحاظ پايگاه در نزد سلطان با يك ديگر برابر خواهند بود . اينست كه مىبينيم بسيارى از رعيت از راه نشان دادن فعاليت و خيرخواهى و انواع خدمتگزارى ميكوشند كه بسلطان تقرب جويند و بوى و درباريان و خويشاوندان و اعضاى خاندانش فروتنى و تملق بسيار ميكنند و از اين راه براى رسيدن به منظور خود يارى ميجويند تا آنكه پايگاه آنان با ديگر خدمتگزاران دولت برابر و استوار مىشود و سلطان ايشان را در زمرهء خدمتگزاران دولت بشمار ميآورد و از اين راه بهرهء عظيمى از سعادت بدست ميآورند و جزو اهل دولت محسوب ميشوند . و در اين هنگام پرورش يافتگان دولت كه از فرزندان وابستگان سلطان‌اند و نياكان خود را كسانى ميدانند كه در راه بنيان گذارى سلطنت و دولت با مشكلات پيكار كرده و اساس آن را استوار كرده‌اند باينگونه خدمات پدران خود كه آثار آن همچنان نمودار است مغرور ميشوند و از اين رو حاضر نيستند در راه سلطان جانفشانى كنند و آثار نياكان خود را مهم ميشمارند و بدين سبب در دستگاه دولت بخودسرى و يكه تازى مشغول ميشوند [ 1 ] و در نتيجه سلطان بر آنان خشم ميگيرد و آنها را از درگاه خود ميراند و به اين پرورش يافتگانى كه تازه آنها را برگزيده است متمايل مىشود كه نه براى خود آثار و يادگارهاى قديمى ميشمارند و نه راه گستاخى را مىپيمايند و بهيچرو بلندپروازى نميكنند ، بلكه عادت و روش آنان فروتنى و

--> [ 1 - ) ] در ( ينى ) چنين است : بدين سبب در ميدان دولت كشيده مىشوند .